Birthday’s symphony film

2015

درون مایه ی فیلم

درون مایه فیلم خاطره و مضمون آن درباره مسئولیت آدمها در قبال هم است. آنهم زمانی که گذشته تلخ و شیرین آنها خواسته و ناخواسته زندگی کنونی شان را تهدید می کند. موضوع فیلم درباره بحران های عاطفی در رویا رویی با خاطرات گذشته و چگونگی گذار از آنهاست. داستان زندگی نسلی ست که زندگی شان میان انبوهی از آدمها جا مانده است. شخصیت اصلی فیلم وسوسه می شود که به گذشته باز گردد، غافل از این که نمی داند؛ خاطرات همیشه آرام و بی درد و سر نیستند. خطرات ناشی از دست کاری آنها کم نیست. اگر بخواهیم گذشته را تحریک و یا به هر دلیل دست کاری کنیم، بیم آن می رود که خاطرات ما را درون خود بکشند و ما نخواسته غرق آن شویم. این وضعیت خطرناک ترین شکل مواجهه با خاطرات است چرا که در حین بیاد آمدن تجربه نیز می شوند. این تجربه ذهنی گاهی چنان است که می تواند زندگی را دستخوش دگرگونی کند. از یک سو؛ قصه فیلم، واکاوی همین رویارویی برای نشان دادن قدرت خاطرات و ناتوانی ما در مواجهه با آنهاست. ( بخصوص وقتی که خواسته و ناخواسته گذشته هجوم می آورد و یا ما وسوسه می شویم لایه های خفته آنها را در ذهن تحریک کنیم.) بدین جهت تاکید فیلمنامه بر بحران های ناشی از این رفت و باز گشت های ذهنی و نشان دادن عواقب و معضلات آن است. برای جوامعی (بسان جامعه ما ) که کم ترین آموزش را برای مواجهه با گذشته دیده اند، این مهم به عنوان یک معضل اجتماعی قابل بررسی و تامل است . از سوی دیگر؛ خاطرات وقتی از مرز به یاد آمدن می گذرند به واقعیت های زندگی تبدیل می شوند. بدین معنی که ما با آنها زندگی می کنیم. عواقب این زندگی درونی رفته رفته به زندگی بیرونی ما نیز سرایت می کند، و یا زمینه را برای رفتار بیرونی مهیا می کند. متزلزل بودن رابطه ها و عدم تعهدها ریشه در رفت و بازگشت های ذهنی دارد. چرا که مبانی اخلاق مدرن بر حیات ذهنی استوار است. اهمیت اجتماعی این موضوع دقیقا ابعاد اخلاقی ماجراست. همان گونه که امانوئل لویناس( فیلسوف ) اشاره می کند؛ « اخلاق از جنس رخداد است، از جنس تماس و مواجهه » در همین تلاقی ها و برخوردهاست که پرسش های اخلاقی به معنی مدرن آن سر برمی آورد. پرسش هایی که باید بدان ها بیاندیشیم. به همین دلیل در ساختار فیلم وقتی گذشته تجربه می شود ( درست بسان زندگی در حال تجربه شدن ) به واقعیت زندگی بازیگر اصلی بدل می گردد. تاکید بر حذف مرزهای تجربه ذهنی و تجربی واقعی ، تمهید روایی ست در فیلم که مخاطب هر دو را به یک میزان واقعیت بداند. تا شاید در انتها بتوان معضلات تجربه های تکه تکه شده نسلی را نشانه رفت که مدام آدم ها را ( در ذهن و واقعیت ) با هم جابجا می کنند.