481203_583940301619988_1995563211_n

Mohammad Parvizi – Writer and Director

Lady of dream (a play), in courtesy to the painters, Vahdat Hall 2004
Distorted yet recurring (a video Art) khane ye Honarmandan 2005
Paternal Heritage (a video Art) khane ye Honarmandan 2006
Contemporary design (a book) to be published

481203_583940301619988_1995563211_n

خاطرات سایه به سایه با ما جابجا می شوند، کار من کلنجار رفتن با این سایه هاست…

من در همدان (یکی از شهرهای غربی ایران ) به دنیا آمدم.
کارهنری را با خوشنویسی ایرانی آغاز کردم سال های نوجوانیم را پیش اساتید بزرگ این رشته گذراندم
.
چند سالی هم به عنوان مدرس مشغول تدریس خط و خوشنویسی بودم.
بواسطه ی شناختی که از هنر مدرن داشتم و به پیروی از پیشگامان نقاشی مدرن ایران کوشیدم خوشنویسی را به دامنه تجربه های مدرن بکشانم.
اگر چه حرفه خطاطی را سالها بعد رها کردم اما با این تجربه ها، از یک سو با هنرهای انتزاعی آشنا شدم
و از سوی دیگر کار با قلم و مرکب مرا به شناخت ارزش های بصری خط در هنرهای تجسمی کشاند
و از آنجا به ژانر طراحی در این زمینه کشیده شدم.
برای درک قرابت های خط و خوشنویسی با هنرهای انتزاعی ، اولین رساله خودم را در سن ۲۶ سالگی
با عنوان ( اندیشه انتزاعی ) نوشتم.
این مباحت را در سال ۱۳۸۳ به صورت سلسله ای از مقالات با عنوان : در آمدی بر شناخت هنرهای انتزاعی در ۱۲ شماره به چاپ رساندم.
و برای فهم بداهگی خط در هنرهای تجسمی شروع به مطالعه بر روی هنر طراحی کردم
.
به همین دلیل ماهیت رشته طراحی معاصر را مورد مطالعه قرار دادم
مجموعه این مطالعات تحت عنوان درآمدی بر شناخت طراحی معاصر به چاپ رسید.
ازسوی دیگر دامنه مطالعاتم را در راستای درک لایه های پنهان زیبایی شناسی هنرایرانی اسلامی ادامه
دادم.
موضوع تحقیق ام شناخت مولفه های اصلی هنرهای ایرانی اسلامی بود.
به این نتیجه رسیده بودم
برای درک ماهیت این هنرها نمی توان از راه و روش مطالعه تاریخی( که دستاوردهای هنری را بر اساس
تاریخ حکومت ها و یا بر مبنای دوره ها طبقه بندی می کنند) پیش رفت.
هنرهای ایرانی اسلامی برمبنانی بینش ناخودآگاهی مردمان اش که ریشه در مذهب، عرفان ایرانی و همچنین
شعر فارسی ( نگاه شاعرانه به زندگی) شکل گرفته است.
کوشیدم اصلی ترین مولفه هایی حاکم بر نظام هنرهای ایرانی اسلامی را با این شیوه مدون کنم. مجموعه مطالعاتم را تحت عنوان : سهم ایرانیان از میراث تمدن اسلامی
در ۱۲ شماره به چاپ رساندم.
این رفت و بازگشت ها به گذشته، باعث شد ناخواسته موضوع گذشته و در کل خاطرات و چگونگی عمل کردن آنها در زندگی دغدغه ام شود.
ازاین منظر تاریخ برای من چیزی نبود جز حافظه مکتوب برای نگاه داشتن خاطرات.
از سال ۱۳۸۰ بر اساس هنرهای ایرانی اسلامی خاصه نگارگری کوشیدم
روشی را بیابم که بتوان ارزش های زیبایی شناختی هنرهای ایرانی اسلامی را به شکل های تازه تری به اجرا گذاشت.
به همین علت از همان سالها پروژه ی بینا رشته ای را در دستور کار خودم قرار دادم.
هنرهای دیداری ازجمله؛ نمایش و سینما را از این زاویه مورد مطالعه قرار دادم.
اولین کار بینارشته ایم نمایش « بانوی خیال » بود.
اجرایی مبتنی بر مبانی زیبایی شناختی نگارگری کهن ایرانی.
داستان نمایش همچنان بر بیاد داشتن خاطرات استوار بود.
سه نقاش کهن ایرانی که می کوشیدند تصویر مشترک خود از معشوقه ی خیالی شان را به یاد آوردند.
.درکل نمایش تجسم ارزش های بصری نگارگری بود با استفاده از نمایش و مدیوم سینما.
اجرای این نمایش در تالار وحدت خرداد ماه ۱۳۸۴ بیست و چهار شب اجرا شد
که مصادف بود با
برگزاری شاهکارهای نگارگری ایران در موزه هنرهای معاصر تهران.
بعد از نمایش بانوی خیال، باز به شکل های متفاوتی به گذشته بازگشتم.
با ویدئو آرت: « میراث پدری.» به گذشته بسان میراث خانوادگی نگاه کردم.
میراثی که چونان بختک بر سر ما سایه انداخته و به راحتی نمی توان از آن خلاص شد ویدئو اینستالیشن « مخدوش اما متناوب » بازگشت به خاطره نمایش بانوی خیال بود . در ویدئو پرفورمنس : « نزدیک تربیا … » گذشته ای را مورد پرسش قرار دادم که با صداها حاضر می شدند.
موضوع ام صدا به عنوان عامل تحریک کننده ی خاطرات بود.
هفت پرتره از نگار، تمرینی بود برای رویا رویی با خود،
پرسش از گذشته ی خود.
و در فیلم بلند سینمایی که در دست دارم: « سمفونی تولد ». موضوع ام بحران خاطرات است . تلاش برای فهم مرز به یاد آمده ها. کجا آنها به عنوان خاطره عمل می کنند؟ و کجا از آن می گذرند؟ و چگونه می توانند به خیانت های ذهنی بدل شوند .